|
کبریای عشق یافتم نزد تو در قمار عشق باختم نزد تو
|
نوری از جنس خدایم.به خدا باز آیم.
آن خدایی که همیشه اینجاست
در سراپرده ی نور
در نهان دل خود یافتمش
آن خدایی که همیشه اینجاست
در نهان دل من
ما که از جنس خداییم خاک چیست؟
خاک بی ارزش و پست و ناچیز
دست این پنجره ها می لرزد
آن زمان که .به خدا. باز شوند
همه جا نور امید
همه جا صحبتی از قدرت او
.......
....
..
پس چرا بال پرستو شکست
گل باغچه خشکید
راستی.پس چرا غصه هنوز هم اینجاست؟
دیگر خبری نیست چرا؟
پس بگو قاصدک خوش خبر قصه کجاست؟
نه... دگرنوری نیست
پس خدای دل من را چه شد؟
اعتراف مي كنم آخر
نه......همه از خاکیم.که به خاک باز آییم
من نه از جنس امیدم. نه از جنس خدا...
"سارا سكوت"
سقف آن از آسمان آبی تر
چلچراغ هایش رود
که در آن وسعت تاریکی دل ها معلوم
که خدایش آشنا
من همین معبد را با دلم می سازم
جای هر دل نیست این معبد من
تو اگر خواهی با من آیی
دل بکن از همه جسم و جانت
دل خود را بردار
بشکن آن آینه ی خود خواهی
معبد من هزار آینه دارد از نور
که خدایش آشنا
تو اگر می آیی
با نگاهی تازه
با دلی بشکسته
کوله بار سفرت
تو به معبد آیی اینگونه
باشد که همه نور نثار تو شود
سارا سکوت
شاید از حس نگاه تو شبی یک نفر راهی پرواز شود
"سارا سکوت"
به خدا........؟
عجب ........خدا که اینجاست..تو در هپروت سیر می کنی.. بیدار شو مرد..از قافله عقبی..دیر بجنبی خدا هم دیگه اینجا نیست....!!!!
"سارا سکوت"
(( آسمان اشك بريز))
آسمان به زمين مي نگرد
همه جا رنگ گناه همه جا رنگ فساد
آسمان مي بارد از هياهوي زمين مي گريد
آسمان اين شهر همه روز همه شب مي بارد
همه روزوهمه شب گريان است
ماه هم از نگه فاسد شهر رو پوشاند
همه وقت چادر شب را پوشيد
نه دگر ماهي ماند نه دگر نوري كه
برويم درپي آن بر سر چاه
اين همه خاموشي,آب خشكيده ي چاه
يك نفر آمد و دزديد از ما
چهره ي خندان را
واي بر حادثه ي تلخ زمين
آسمان اشك بريز
تو به جاي همه ي مردم شهر اشك بريز
كه ســـكوت شاكـــــي شد
بــس که ساكــــت بـــــوديــــــــم
شاعر:سارا سكوت
...................وزندگی من که با بودنت شعله ور بود....................
می خواهم فریاد بزنم وبگویم......................
.....................گل من .... گل من.......................بی تو هیچم
...............کاش درخاک سرد من بودم.............. نه تو...........کاش....
.........زیر الواری از خاک من به خواب میرفتم..............نه تو............
...عشق من دوستت دارم........
..به وسعت نیستی و هستی
.به وسعت معنای عشق..............................دوستت دارم.....گل
من
"سارا سکوت"
مـی میــــــرم اگه نـگاهم نکنی مـی بینم ,عشقتو حــاشا می کنی
مـن که خاکسترو بی شعله شدم تــــو چرا آتیــشو بر پا می کنی
می گی تو قــلب تو جـایی ندارم تــــــو اینو با همه نجــوا می کنی
چشاتو بستی ولی خوب میدونم یـــه روزی مـــی آیو بلوا می کنی
واسه کـــم کردن ایـن فاصله ها زیــــر نامه هارو امضـــا می کنی
همــــه نــــامه های بی جوابمـو یه روزی یک سره معنا می کنی
شاعر:سارا سكوت
گریه نکن.......
گــــــریه نــکن طاقتـــشو نــــدارم واسه همینه که مـــی خوام بمـیرم
اشکاتو باک کن به چشام نگاه کن مـن بـــیش دریای دلـــت کویـــرم
این همـــه آزادی دل نمـی خــوام واسم اسیـــر تـو بودن یـه دنیــاس
گریـــه نکن اشـــکاتو من نـبیـــنم نگو که غصه ی تو از من جداس
من همه دنیارو به بات می ریزم تـــا که بخندی تـــو به روی دنــیا
عزیز مـن زندگیـــمون دو روزه ایـــن روزا رو با دل من را بیا
شاعر:سارا سکوت.
۱۳۸۷/۱/۱۴
دهقان فداکارپيرشده،چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصلهء مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است،حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده،آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!راستي سر ما ايرانيها چه آمده!!!!!!!!!!!
فقط من ماندمو ترانه هایم با دلی پر خون.....................
((سارا سکوت))
(( از اين گريه چه مي دوني))
از اين گريه چه مي دوني از اين حرفا چه مي فهمي
بــــراي عشق تـــو بــودن نــــــداره اين دلـــم سهمي
بــــذار دستاتو تو دستــــام بــــذار آروم بگيــــرم مـن
بيــــا حرفـــا مـو باور كن كـــه از عـشقت اسيـرم من
از اين گريه چه مي دوني از اين حرفا چه مي فـهمي
بــــراي عشق تـــو بــودن نــــــداره اين دلـــم سهــمي
تــــو از تنــــهايـي ســـازم نشســتي قصــه مي سـازي
نـــدونسـتي ولــــي يكبــــار كـــه تو آهنگ ايــن سـازي
از اين حرفا چه مي فهمــي نـــمي فــهمي منـــو انـــگار
كه مـــن در حسرت عشقت كـــه مـــن در حسرت ديدار
نمــــي دونم ولـــي شـايــــد خـــدا قسمــت كنه يـــك روز
بيــــايو مــــرهـــمي باشـــي بــــراي ايـــن دل پــر ســـوز
شاعر:سارا سكوت
سال نو را به همه ی عزیزان تبریک می گویم.تا شقایق هست
زندگی باید کرد........
دل گفته ای از سحر مانتره